تبليغاتX
.
.

من ميخوام با يه اتفاق برم

همه چي از يه اتفاق شروع ميشه ... خوب يا بد، زياد مهم نيست ، فقط اين مهمه كه همه چي از يه اتفاق شروع ميشه و اين اتفاق تو رو ميكشونه دنبال خودش ، بدون اينكه بخواي يا بدوني، هي مجبور ميشي از اين شاخه به اون شاخه بپري ...

اينا همش فقط يه اتفاقه ، كه تو را وادار ميكنه به رفتن خودت ادامه بدي...

بعضي اتفاق ها آدم رو مجبور ميكنه مدام عوض شه ، مدام از اين شاخه به اون شاخه بپره...يه اتفاق ميتونه هزارتا تجربه باشه ... ميتونه هزار حرف نگفته باشه ، ميتونه هزار راه نرفته باشه ، ميتونه هزار......

بايد رفت ، اين اتفاقه كه تو رو با خودش مي بره...بعضي وقتها تو بايد بشيني و فقط نظاره كني رفتن خودت رو ، بدون اينكه بخواي ...بدون اينكه حتي بهش فكر كني ... بدون اينكه حتي متوجه باشي به كجا ميخواي بري و چي ميخواد بشه آخر قصه...تو فقط بايد بري...تو محكوم ميشي به رفتن بدون اينكه هيچ محكمه اي باشه و هيچ قاضي...

بعضي وقتها تو نميتوني تصميم بگيري ، بعضي وقتها قدرت انتخاب از تو گرفته ميشه

من ميخوام با يه اتفاق برم

...................................................................

پ ن 1 : جز با نام خدا دلها آرام نمي شود.... الا بذكر الله تطمئن القلوب

پ ن 2 : روزهاي آرام خدا در حال گذرند و اين آدميان اند كه هي بالا و پايين مي پرند تا آرامش را از زمين بگيرند!


نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 8:57 توسط حمید.ش| |
جستجوگر فارسی
آپلود عکس
یاهو چکر
کوتاه کننده لینک
سایت عکس
قالب وبلاگ
دانلود برنامه
d0930fdee5a828286336093ace0280ee

Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگین