|
||||||||||
|
|
خواب یک بز سیاه زشت بدون دم!! نوشته شده در Fri 20 Jun 2008 توسط حمید.ش | بگو و مگو های من و تو در چاله های فضایی ، شاید هم سیاره ای دیگر من : چشمهایت را باد می برند بدون اینکه رگباری بیاید سر و صدای زیادی به پا نخواهد شد گوسفندی قربانی نخواهند کرد آسمان نخواهد گریست و اینک امپراطور تو : رویاهای عاشقانه ی من شلیک اولین تیر هفت تیر دشمن خشم . خشونت . عصبانیت ! تو قلدر نیستی چشمهای آبی و موهای بور . گیس های بلند کفش های پاشنه بلند و دامن حریر امشب خوابم نمی برد من : بند نافم (،) را بریدند متولد شدم به تاریخ چند هزار ساله تو : دایه هایی که مرا شیر می دادند یکی یکی مردند راستی من متولد شدم به تاریخ چندین شبانه روز کسی دیگر : چشمهایتان را ببندید کمربندهایتان را محکم کنید ما به خواب خواهیم رفت !! ......................................... الحاقیات : (۱) آلمانها که همیشه به لطف شانس و نیروهای پنهانی موفق می شدند اینبار انصافاْ خوب بازی کردند و من هم انگشت به دهان دلم به حال فوتبال این مملکت سوخت که بلیط بازیهای ملی اش را رایگان ارائه می دهند و باز هم از استقبال کم می ترسند چه شده فوتبال ما ؟ ....... پرتغال که می رود می ماند هلند . اسپانیا و ایتالیا (۲) طبع بعضی وقتها گل می کند و انسان را ناچار به خط خطی کردن صفحه ای از میلیاردها صفحه ی دهکده مجازی .... (۳) دیر تش باد یکی از وبلاگهای برگزیده و محبوب فارسی ایران شد و سرباز معلم جهانی مدرسه کالو یکی از ۱۰ بلاگر موفق فارسی معرفی گردید .. تبریکات خالصانه یک برادر را قطعاْ پذیرا خواهد بود. ![]() خواب یک بز سیاه زشت بدون دم!! تابستان که می آید دریا را عشق می شود.. سکه دوستان ناباب ..دوستان نایاب برادر روزت مبارک معظل اعتیاد گفتگوی پدر و پسر رو به آیینه اینگونه است ؟ سه گانه نوروزی من بهاری دیگر عید ما نوروز ما جومه ی کهنه ی هر روز ما هیچ و هیچ ... نوشتنم داره تموم می شه؟ خوش به حال کاکام توصیفنامه چه بنویسم ؟ 6 بهمن کودکی می آید ؟؟ هیچ و دیگر هیچ ... دلنوشته دزدی مودب و صاحبخانه محترم برای بندر پدرم و مادرم |
![]()
Theme designed by Web Hosting at Lunarpages |