تبليغاتX
من و مینیمالهایم
من و مینیمالهایم

دست نوشته های یک جنوبی

پدر : ( به آیینه نگاه می کند ) موهایم خیلی سفید شده اند

پسر : نه بابا ! هنوز زوده که موهایت سفیدشن

                                                                    

 

 

 

 

کاش پدر ضد اشعه استفاده میکرد.. کاش پدر از پشت خلیج بجای کازو و کاکائو کرمهای متفاوت می خرید.. کاش پدر دستانش و موهایش را و چشمانش را و....

سئوالات بی جواب پدر را چه کسی پاسخ خواهد داد روزی ؟

سئوالات بی جواب پسر را چه کسی پاسخ خواهد داد روزی ؟

 

.................

پ ن ۱ : دوربین های جنوبی شما را به تماشا می خواند .

پ ن ۲ : دیر تشباد دیگر یک وبلاگ جهانی است ( شاید من حسود باشم !!)

پ ن ۳: دیر بن بست بهترین شکارگر لحظه های بزرگترین بندر صیادی کشور

پ ن ۴ : جاشو.. شاید او قصه ی یک بندر باشد..

پ ن ۴: هملت باز .. او یک تئاتری باسواد بدون غرور است

پ ن ۵ :  اسکیس   کاریکاتوریست بندر

پ ن ۶: مصطفی فخرایی  شاعر بندر

پ ن۷: تعدادی از بلاگرهای موفق دیارم .. دیگه هم هستن ..بعد

نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 12:24 توسط حمید.ش| |

اینگونه است .. گاهی مرغها غازها را شکار می کنند وگاهی غازها مرغها را .. نمیدانم در این سرمای گرم که نفس انسانها به سختی بالا می آید ادیسون هنوز هم به فکر برق است یا اینشتین به فکر انرژی هسته ای

اینگونه است .. چشمان کودکی که پدرش را دیشب در خواب دیده و هنگام بیداری خود را در آغوش نامادری یافته است آیا او هنوز همان زن ؟؟

اینگونه است ... وقتی چشمان نافذ بشر گناهان کبیره و صغیره را به پای دین می نگارند و ....

اینگونه است ... چه فرق می کند چشمانت تیله ای باشند یا بادامی ؟ آبی باشن یا سبز ؟ صورتش دایره باشد یا بضی .. اینروزها مرغ را کیلویی ۲۵۴۰ تومان حراج کرده اند و درهم امارات ۱۰ واحد سقوط داشته و شده ۲۴۶ تومان ... نمیدانم حساب کتاب ریاضی انسانها را به بازی گرفته یا انسانها حساب کتاب ریاضی را ؟

مالیات بردرآمد کشور چه میزان است ؟درآمد خالص و ناخالص ملی را به ما چه که اقتصاد کلان به زور هزاران پارتی و آشنایی با استاد به ۹ رسیده .... راستی درآمد صادرات ترکیه چند است ؟

راستی تو ... تو چه می گویی ؟

پ ن ۱ : مردم از پایین نوشت و بالا نوشت ...

پ ن ۲ : این عکس تزئینی است و ربطی به نوشته ها نخواهد داشت قطعاْ؟؟؟؟!!!!!

پ ن ۳: این نوروز هم بسان نوروزهای قدیم ... بروگمشو عمو فیروز ... عمو فیروز هم عمو فیروزای قدیم

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 12:32 توسط حمید.ش| |

سه گانه نوروزی یک ح م ی د

( ۱ ) یک یعنی شروع هر چیز کاش اعداد از شش شروع می شدند و مثلاْ شش اولین عدد روی یک کره خاکی و غیر خاکی بود چه می شد .....

من دیشب تمام شب را یک گاو خوردم... بدون اینکه سر گاو را ببرم او را خوردم .. بدون اینکه حتی یک قطره خون از او بر زمین بریزد... من

من ديشب گاو را خوردم.. گاو نتوانست من را بخورد.. اين را اديسون خيلي وقتها پيش كه گاو اينشتين مرده بود گفت... بیچاره مش حسن گاوش بیماری آنفولانزای مرغی گرفته بود... سرش درد می کرد... کوکب خانم زن شیردهی بود او بچه را شیر می داد !! کوکب خانم در یک جایی زندگی می کرد.. یک روز کبری تصمیم گرفت به خانه کوکب خانم برود او آدرس خانه کوکب خانم را از حسنک پسرک بی حیای محله که همیشه دستمال یزدی بدور گردان می انداخت و می گفت : من پتروسم . پرسیده بود.. حسنک در کل پسر خوبی است این را می توان براحتی از همه زن های همسایه که حسنک به همراه چوپان گوسفندانشان را به چرا می برند فهمید!!! حسنک با شیر و کره  سرشیر و ماست رابطه خوبی ندارد او تنها و تنها محصولات مارشال لندن را استفاده می کند... کبری به خانه کوکب خانم می رسد و کوکب خانم که هیچ چیزی در منزل داشته مجبور  می شود  از گوشت خر مرده اش برای او غذا تدارک ببیند او کبری بر اثر خوردن گوشت خر دچار آلزایمر نوع حادش  می شود و کتابش را در زیر باران فراموش می کند.... کبری و کوکب از لحظا میعشت به دلیل نرخ بالای تورم مجبورند که روزها در بورس بسر کنند و شبها را نیز پای میز حساب و کتاب بنشینند.. آنها معامله گران خوبی در بورس اند .. چنان که چوپان دروغگو در بورس برای خودش بروبیایی دارد.. چوپان دروغگو یکی از ارکان بورس اینجاست...

نمودارها و منحنی های اقتصادی نشان از عرضه زیاد و تقاضای کم را ترسیم نموده اند ..

گوساله را هم .... من او را هم خواهم كشت و خورد...

( ۲ ) دو هم عدد خوبی است بیچاره به کسی کاری ندارد اما چه خوب بود دو نیز هفت می شد ....

شعر ( من خوابم ) به محبوب ترین آدم روی زمین ( اگر باشد؟)

زنجیر پای کودکی که خار را نمی فهمد

چشمان پیرزنی که خواب را نمی داند

چگونه لمس کند

چشمان تیله ای بد قواره ی تو را

من مدتهاست در خواب زمستانی رفته ام

کسی مرا بیدار کند

تا مجبور نباشم یک سال قطبی دیگر نیز بخوابم

به احترام در گذشتگان حوادث خیابان پانزدهم

و به احترام آن شب

چشمهایتان را ببنید

خواب مرا آشفته نکنید لطفاْ

او دارد می آید!!!

(۳) سه هم می گویند عدد مناسب است از هر جهت.. اما کاش بجای سه می گفتندهشت !!!

چند قدم با بزرگترین منطقه نفت و گازی خاورمیانه بیشتر فاصله نیست.. جایی که روزانه میلیونها دلار ارز عاید کشور می کند .. اما مردمان این روستا نه آب دارند. نه برق... نه تلفن..خبری هم از پهنای باند اینترنت واینترانت ندارند اینکه فیبر نوری در کدامین نقطه از خلیج قطع می شود هم برایشان مهم نیست ... من کودکی را دیدم که برای یک لیوان آب خوردن باید یک روز صبر کند.. بشکه های آب خالی شده بود و هنوز از شرکت جیره آبشان را دریافت نکرده بودند ... از این مجتمع نفت و گازی تا خانه های مردم را با قدم خود شمردم شاید چهل و دو قدم .. تنها نیاز به ۲ تیر برق دارد ......

 

 

 پ ن ۱ : اجتماعی بودن و نوشتن در کل مزیت هایی دارد که ..............

پ ن ۲ : نوروز به نیمه راه می رسد .... ما هنوز اندرخم یک کوچه ایم.... دریا .. جزیره... پا به توپ شدن از اقدامات مهم در نوروز بوده تا قسمتی هم مهمانداری و میزبانی ...

پ ن ۳ : زهجر دوست در فریادم امشب          دل اندر کوره حدادم امشب

           به سرو ناز مفتون باد شبگیر              بگو در دیر آبادم امشب

نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 17:14 توسط حمید.ش| |