تبليغاتX
من و مینیمالهایم
من و مینیمالهایم

دست نوشته های یک جنوبی

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

    

ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم

می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر       سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم       طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم       غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم       قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را       یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه       شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس       تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی      

من از آن روز که دربند توام آزادم

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 7:11 توسط حمید.ش| |

دیر تش باد وبلاگی بین المللی اما بوشهری نه

( همه ی جهان دیر تش باد را می ستایند ما اینجا بوشهر ........)

وبلاگ دیر تش باد  دست نوشته های سرباز معلم جنوبی توانسته به جمع ۱۱ وبلاگ برگزیده ی جهان از دیدگاه دویچه وله ی آلمان راه یابد . دویچه وله چهار سالی است که همه ساله مسابقه ی اینچنینی رو برگزار می کنه و همه ساله برترین های دنیا رو تو برلین جمع می کنه و از شون تقدیر می کنن ... حالا اینکه وبلاگ دیرتش باد تنها وبلاگ فارسی زبان و ایرانی ست که تونسته به جمع وبلاگهای برتر دنیا راه یابد بماند . این اتفاق طی هفته ی گذشته در اکثر رسانه های مجازی و کاغذی ایرانی و جهان ( همین حضور یک بلاگر ایرانی در جمع برترین های جهان ) منعکس شد و اکثر وبلاگ نویس ها و ژورنالیست های ایرانی در سایت ها و پایگاههای خود از ایرانیان خواستند تا با حضور در بخش انتخاب کاربران . به تنها وبلاگ فارسی زبان رای دهند . این عده که البته معتقد بودند ما ایرانی ها به لحاظ جمعیت حریف چینی ها نخواهیم شد و همانگونه که پیش بینی نیز می شد اکنون وبلاگ چینی با ۳۳ درصد آراء در صدر قرار داره و بعدش دیر تش باد با ۱۶ درصد آراء .. اما با اینکار و حضور و مشارکت بالا تو این رای گیری ما می تونیم هیئت داوارن این مسابقه را که البته در بین آنها چهره ی ایرانی نیز دیده می شود را متقاعد کنیم که دیر تش باد را به عنوان برترین وبلاگ جهان معرفی کنند . تا این گام (معرفی دیر تش باد به عنوان وبلاگ برتر جهان ) راه چندانی باقی نمانده است . هیئت داوارن روز ششم آذرماه در برلین طی نشستی برترین ها را به مسئولان معرفی خواهند کرد و در روز هفت آذر نیز طی مراسمی در برلین آلمان از آنها تقدیر به عمل خواهد آمد.

نکته ی قابل تامل اما درک بالای مسئله توسط بلاگر ها و ژورنالیست های اسمی هم استانی است .. آنجایی که هیچ پایگاه خبری و وبلاگ استانی خبر به این مهمی را هیچگونه انعکاسی نمی دهند و به قول دوستی که در وبلاگش اینگونه به این مسئله پرداخته : (( بوشهریها انگار تنها محدوده ی دیدشان بوشهر است و بیابانهای اطراف .......... )) این دوست که از استان آذربیایجان غربی ست پس از کسب اطلاع از اینکه این وبلاگ (دیرتش باد) یک وبلاگ بوشهری است متعجب می شود که چرا بوشهریها از این خبر مهمی به راحتی می گذرند.

اما من اینگونه می گویم : مدتهاست که ما ساکنان نقاط جنوبی استان درگیر همین مسئله هستیم مسئله ای مهمی که همیشه ما را تحت شعاع خود قرار داده است مسئله ی : بوشهــر و بوشهـری بازی ست... متاسفانه اهالی هنرپرور فرهنگ دوست هنرمند و روزنامه نگاران فوق مدرن بوشهری  و جدای از اینان صاحبان منصب و مسئولین محترم بوشهری ( که البته از سه قوم بوشهری . دشتستانی و یا کازرونی هستند ) همه ی اتفاقات موجود را تنها در محدوده ی دید خود تحمل دیدن دارند و بقیه را به هیچ هم ... متاسفانه ..گاهاْ انسانها نیاز به ذکر مثالهایی اینچنینی دارند تا برایشان اثبات شود حقیقت را و من نیز ناچاراْ مثال می زنم :

۱) ابراهیم مومنی در حالی که نوجوانی از شهرستان دیر بوده و با تمرین و ممارست بسیار بالا خود را برای مسابقات استانی آماده می کند با حضور در مسابقات استانی به مقام اولی این مسابقات دست می یابد و قاعدتاْ او باید به عنوان نماینده ی استان در مسابقات کشوری و انتخابی تیم ملی شرکت می کرد .. اما به لطف مسئولان وقت تربیت بدنی استان نفر دوم این مسابقات که نوجوانی از خطه ی کبیر دشتستان بوده به مسابقات اعزام می شود و مومنی که سرخورده از این اتفاقات شده است ناچار به استان فارس مراجعه می کند و سال بعد در مسابقات استانی فارس شرکت می کند و از آنجا به تیم ملی راه می یابد و همراه شطرنج بازان نامی کشور ( قائم مقامی و... ) به مسابقات بین المللی راه می یابد و همراه تیم ملی در جهان می درخشد .. (او اکنون عضو تیم شطرنج فارس است )

۲ ) تئاتر شهرستان دیر سال ۸۶ در بازبینی تئاترهای جشنواره به لطف داوارن بازبین بوشهری رد می شود و سپس با فشارها و از راههای دیگر به عنوان آخرین کار به جشنواره می پیوندد و آنگاه که هیئت داوران جشنواره ی استانی ( که همگی اعزامی از تهران بودند ) کارهای جشنواره را قضاوت می کردند تئاتر دیر را به عنوان کار اول و برگزیده به مرحله ی منطقه ای معرفی می کنند کاری که به نظر داورن و مسئولین محترم فرهنگ و هنر بوشهر به عنوان یازدهمین کار به جشنواره راه یافته بود.. امسال نیز به لطف داورانی  (هئیت بازبین )که سال قبل تئاترهایشان پس از تئاتر دیر در رتبه های بعدی قرار گرفته بود کار از حضور در جشنواره باز ماند و این بار فشارهای متعدد نتوانست در افکار و دیدگاههای مدیر کل و معاون فرهنگی اش که جوگیر بوشهریها شده بود  تغییر حاصل کند و جشنواره ی امسال با چهار کار از بوشهر برگزار گردید.. و کاش اسم جشنواره ی امسال جشنواره تئاتر فجر شهر بوشهر می گذاشتند ...از دلایل عدم راهیابی گروههای تئاتر شهرستانها به جشنوراه ی امسال می توان به : ۱) دیدگاه معاون فرهنگی ارشاد و هیئت داوارن کارهای شهرستان باعث پایین آمدن کیفیت جشنواره می شدند ۲ ) نباید هیچ کاری به غیر از گروههای بوشهری به مرحله بعد راه می یافت ( به دلیل بدست آوردن دل هنرمندان بوشهری توسط معاون ارشاد در پی درگیریهای متعدد ) و.....

۳) سرباز معلم از وزیر و رئیس جمهور و مشاور رئیس جمهور و نماینده و وکیل مجلس نامه و دستور و ابلاغیه دارد .. همه از مسئولین آموزش و پرورش بوشهر می خواهند تا این سرباز  معلم را استخدام کنند .. اما بوشهر انگار برای خودش ایالتی جداگانه است و حکمرانانی ..... سرباز معلم اگر چه خود نمی گوید و قطعاْ از نوشته ی من دلخور خواهد شد اما من می گویم او اکنون ۱۱ ماه است بدون حقوق در روستایی دور افتاده کار می کند و هزینه های رفت و آمدش را از کجا تامین می کند بماند.... مدتهاست نامه و دستور وزیر در سازمان آموزش و پرورش استان بوشهر خاک می خورد و هیچ کس برای او کاری نمی کند ... ( بوشهر جای خوبی است ....... )

اما کاش : چشم ها را باید شست .... جور دیگر باید دید....

من به وبلاگ دیر تش باد رای دادم شما هم خواستید می تونید از اینجا به دیر تش باد رای بدید تا علاوه بر حضور در مسابقه شانس خود را برای برنده شدن گوشی های متعدد موبایل و جوایز ارزنده ی دیگر امتحان کنید ....

نتایج رای گیری را می توانید از اینجا پیگیری کنید.

....................................................................

پ ن ۱ : قطعاٌ به شخص و اشخاصی جسارت نشده که نگران ابراز ناراحتی دوستان باشم

پ ن ۲: مدتها منتظر بهانه ای برای نوشتن این پست می گشتم که سربازمعلم بهانه ی خوبی بود ..

نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 10:45 توسط حمید.ش| |
 

پ ن : پیش میاد دیگه ..آدم تو یه دوراهی که تازه اونم فقط یه راه براش باقی می مونه ...تو دوراهی تو مجبوری تنها یه راه انتخاب کنی اونم که معلومه........

نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت 13:49 توسط حمید.ش| |